میشود باز

می‌شود باز
با بعضی از همین دلخوشی‌های ساده
زندگی‌ها کرد،
مثلاً با آوازِ بی‌منظور باد رفت یک طرفی
ترانه‌ی آسانی را به یاد آورد.
می‌شود با هر چه آشناست
آشناتر شد.

چمدانی کوچک
خیالی روشن
راهی معلوم
بعد هم هوای رفتن به جایی دور!
یکی دو کتابِ ورق خورده،
خُرده نانی برای کبوتری در راه،
سایه‌سار دو‌ کاج، دو‌سایه، دو‌سبز
یکی‌شان سر بر شانه‌ی دیگری انگار
منتظرِ قصه‌نویسِ قدیمیِ همان برف‌ها و باران‌ها...!


#سید_علی_صالحی
دیدگاه ها (۳۷)

می‌دانی...من سال ‌هاستبه دوست داشتنِ تو آرامم... #افشین_صالح...

با اینکه خلق بر سر دل می نهند پاشرمندگی نمی کشد این فرش نخ ن...

بیا باور کنیم دنیا هنوز هم مثل شب زیباستزمینش هستخدایش مهربا...

یک نفر بیاید به خدا بگوید حتی اگر به صلاح نیست حتی اگر پایان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط