تورا همچون دلگرمی ناب

تورا همچون دلگرمی ناب
درون تمام نوشتارم حس میکنم،

کنارم" بودنت به اندازه ای ملموس است
که ترجیح میدهم ،
بدون وقفه برایت قلم بزنم،

من وتو
هردو جانمان خسته اند ،

ازتمام بی مهریها...

اما روزگار را سپرده ایم

به هر چه پیش آید خوش آید

امروزمان را با دل دل های

نوشتارمان سپری میکنیم ،

وقتی تو را کنار نگارشم دارم
این عشق به من قدرت میبخشد
که در بودن تو هر روز شعر میریسم
واین زندگی را باتو در سطر سطر
جانم حفظ کنم
دیدگاه ها (۳)

چشمهایت را که دیدم ناگهان لرزم گرفت.... حال بید کوچه تان...

می خواهمت !!!همین جا ، تویِ این اتاق ، روبرویِ خودم ، کنارِ ...

یک شب‌هایی هم هستدستت به قلم نمی‌رود!اسم این شب‌ها را گذاشته...

گرچه این شهر شلوغ است ولی آنچنان جای تو خالیست صدا میپیچد.ــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط