گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ست

گاهی شرار شرم و گاهی شور شیدایی ست

این آتش از هر سر که برخیزد تماشایی ست

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق دارد

تنها دوای درد عشق ناشکیبایی ست

زیبای من! روزی که رفتی با خودم گفتم

چیزی که دیگر برنخواهدگشت زیبایی ست

راز مرا از چشمهایم می توان فهمید

این گریه های ناگهان از ترس رسوایی ست

این خیره ماندن ها به ساعت های دیواری

تمرین برای روزهایی که نمی آیی ست

شاید فقط عاشق بداند «او» چرا تنهاست:

کامل ترین معنا برای عشق تنهایی ست
دیدگاه ها (۸)

می توانی بروی قصه و رویا بشویراهی دورترین نقطه ی دنیا بشویسا...

مزه ی عشق به این خوف و رجاهاست رفیق!عشق سرگرمی‌اش آزار و تسل...

گرچه پیر است این تنم ، دل نوجوانی میکنددر خیال خام خود هی نغ...

صدایم کن، چو لب وا می کنی عشق استخودت را در دلم جا می کنی عش...

دیدار دوباره..{p1}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط