بازی بوسه ی تو با لب من حرف نداشت

بازی بوسه ی تو با لب من حرف نداشت
نور باران رخت در شب من حرف نداشت

آیه های لب تو کفر به جانم می ریخت
گله دارم به خدا مذهب من حرف نداشت

کسر شأنت نشود؛ حاصل قسمت این بود؛
جمع هر بار تو با مضرب من حرف نداشت
دیدگاه ها (۳)

چه کسی چشم تو را دید و نشد عاشق تو؟ای فدای دل بی غل و غش و ص...

در دلت یک غم زیباست ، دلم می گوید خسته از شاید و اما ست، دلم...

‌ ‌ عشق یعنی یک تمنا , یک نیاززمزمه از عاشقی با سوز و ساز عش...

فصل چهار قسمت سوم ستاره منآی : خب شروع کنیمبعد کلی باز...

پارت پنجم...اِماغش غش میخندیدم که یهو مایکی لب بر چید.اما: ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط