swim with me
swim with me 👅
#swim_with_me
𝑷𝑻 1
لوکیشن: مدرسه: ویو ات:
زنگ ورزش بالاخره تموم شد،هوا یکم سرد شده.
اخی... مربیمون به زور منو برده تو تیم والیبال من مخالفت کردم ولی اون کار خودشو کرد اما با کمک هم تیمیم هوسوک تونستم خوب بازی کنم. اون یکی از کراشای مدرسمونه واقعا خیلی سوپرایز شدم وقتی بهم توجه نشون داد و گفت بهم والیبال یاد میده. رفتم دوش گرفتم و داشتم از استخر میگذشتم که یهو...
ویو هوسوکی:
امروز به اون دختره ات کمک کردم خیلی گیج بود ولی کیوت بود بالاخره که از پارتنر سلیطه ی من بهتره، البته بهش حق میدم من تو این مدرسه خیلی معروفم حتی بین مدرسه های دیگه، طبیعیه.
حسابی عرق کرده بودم بازی خسته کننده ای بود اما با وجود اون خانوم کوچولو برام شیرین شده بود.
داشتم سمت رختکن میرفتم که....
ویو ات:
یهو یه دختره موهامو کشید سرم درد گرفت و گیج رفت منو هل داد و افتادم تو استخر جیغ زدم و رفتم درون اب من از اسختر و اب فوبیا دارم. اب داشت من رو میبلعید سعی کردم فرار کنم ولی بیشتر منو توی خودش کشید. خیلی ترسناکه.
هویج: دخترک قصه ما دست و پا میزد و جسی بهش خندید و گفت.(علامت جسی ~)
~اخرین بارت باشه که با پارتنر من بگو بخند میکنی!
دخترک که کم کم داشت بی هوش میشد بدنش سست شد که صدای ترسناک اما اشنای هوسوک توی فضای خالی اما پر تنش استخر مدرسه پیچید.(علامت جی _)
_چه غلطی کردی!
پسر سریع جسی رو زد کنار و پرید تو استخر بدن بی جون ات رو تو دستاش گرفت و اومد بالا، دخترکو روی زمین گذاشت و تکونش داد تا بیدار بشه اما هیچ واکنشی از ات ندید، پسر موهای دخترکو نوازش کرد کاری که حتی برای پارتنرشم انجام نداده بود.
~ چیکار میکنی! نکنه عاشق اون شدی! تو مال منی!
_همین الان دهن گشادتو میبندی و گم میشی از جلوی چشمام.
جسی که به غرورش لطمه وارد شده بود رفتار تمسخر امیز چند دقیقه پیشش جاشو به بغض سگی داده بود.
با بغض چندش اوری که هوسوک میتونست بالا بیاره رفت و پسر موند و دخترکی که بی جون توی اغوشش بود.
_ات... خانوم کوچولو... چشماتو باز کن.
اما ات همچنان هیچ تکونی نخورد پس فقط یه راه مونده بود تنفس دهان به دهان....
.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خبببب، اینم از استارت فیک جدیدددد. رفت اکسپلور خبر بدید هویجام.
حمایت میخواما. ولی واقعا دارم انگیزمو از دست میدم اصلا بیشتر نشدیم...
شرایط:
لایک: ۱۵
کامنت: ۱۵(ایموجی قبول نمیکنم😔)
بازنشر: ۵
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
#swim_with_me
𝑷𝑻 1
لوکیشن: مدرسه: ویو ات:
زنگ ورزش بالاخره تموم شد،هوا یکم سرد شده.
اخی... مربیمون به زور منو برده تو تیم والیبال من مخالفت کردم ولی اون کار خودشو کرد اما با کمک هم تیمیم هوسوک تونستم خوب بازی کنم. اون یکی از کراشای مدرسمونه واقعا خیلی سوپرایز شدم وقتی بهم توجه نشون داد و گفت بهم والیبال یاد میده. رفتم دوش گرفتم و داشتم از استخر میگذشتم که یهو...
ویو هوسوکی:
امروز به اون دختره ات کمک کردم خیلی گیج بود ولی کیوت بود بالاخره که از پارتنر سلیطه ی من بهتره، البته بهش حق میدم من تو این مدرسه خیلی معروفم حتی بین مدرسه های دیگه، طبیعیه.
حسابی عرق کرده بودم بازی خسته کننده ای بود اما با وجود اون خانوم کوچولو برام شیرین شده بود.
داشتم سمت رختکن میرفتم که....
ویو ات:
یهو یه دختره موهامو کشید سرم درد گرفت و گیج رفت منو هل داد و افتادم تو استخر جیغ زدم و رفتم درون اب من از اسختر و اب فوبیا دارم. اب داشت من رو میبلعید سعی کردم فرار کنم ولی بیشتر منو توی خودش کشید. خیلی ترسناکه.
هویج: دخترک قصه ما دست و پا میزد و جسی بهش خندید و گفت.(علامت جسی ~)
~اخرین بارت باشه که با پارتنر من بگو بخند میکنی!
دخترک که کم کم داشت بی هوش میشد بدنش سست شد که صدای ترسناک اما اشنای هوسوک توی فضای خالی اما پر تنش استخر مدرسه پیچید.(علامت جی _)
_چه غلطی کردی!
پسر سریع جسی رو زد کنار و پرید تو استخر بدن بی جون ات رو تو دستاش گرفت و اومد بالا، دخترکو روی زمین گذاشت و تکونش داد تا بیدار بشه اما هیچ واکنشی از ات ندید، پسر موهای دخترکو نوازش کرد کاری که حتی برای پارتنرشم انجام نداده بود.
~ چیکار میکنی! نکنه عاشق اون شدی! تو مال منی!
_همین الان دهن گشادتو میبندی و گم میشی از جلوی چشمام.
جسی که به غرورش لطمه وارد شده بود رفتار تمسخر امیز چند دقیقه پیشش جاشو به بغض سگی داده بود.
با بغض چندش اوری که هوسوک میتونست بالا بیاره رفت و پسر موند و دخترکی که بی جون توی اغوشش بود.
_ات... خانوم کوچولو... چشماتو باز کن.
اما ات همچنان هیچ تکونی نخورد پس فقط یه راه مونده بود تنفس دهان به دهان....
.ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خبببب، اینم از استارت فیک جدیدددد. رفت اکسپلور خبر بدید هویجام.
حمایت میخواما. ولی واقعا دارم انگیزمو از دست میدم اصلا بیشتر نشدیم...
شرایط:
لایک: ۱۵
کامنت: ۱۵(ایموجی قبول نمیکنم😔)
بازنشر: ۵
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
- ۳۶۹
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط