اسمش را باران نهادند

اسمش را باران نهادند
من به آن میگویم اشک آسمان
برایمان گفتند حاصل برخورد دو ابر باران است
من از همان اول هم باورش نداشتم این خزعبلات ذهنی یک عده آدم ، که فقط منطق میدانند و منطق .
من اما میگویم باران گریه ی خداست زمانیکه دلش گرفته از مردمان زمین به سبب غفلتشان در حالیکه او تمام حواسش به چینی ترک خورده دل من و توست .
دیدگاه ها (۵)

گاهی فقط میخواهی بروی واز همه دور شویخیلی دورنه که کم آورده ...

چــہ دردۍ دارد چــوب ســادگــیــتــو خــوردنــ‌چــہ دردۍ دار...

شاید امروز، دلی از دل من پر بزندوبیاید به در خانه تو در بزند...

خاطراتت مانند تجویز دکتر است هرشب یک خاطره قبل از خواب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط