Part

Part2
#یک‌قهرمان‌شروریا‌یک‌شرور‌قهرمان
داستان از زبان دکو:
پس شیگاراکی و همرزمانش به یو اس جی حمله کردن به هر حال این حمله شون بهم این اجازه رو میده که تحلیل های بیشتری نسبت به قبل برای نوشتن داشته باشم.
پس کاچان توی یوای عه دلم براش یذره شده با اینکه همش اذیتم میکرد . یعنی الان به چی فکر میکنه؟ حتما به قهرمان یک شدن ‌. درست مثل من.
؟: اوی ایزوکو رییس باهات کار داره.
دکو: اوه سلام یوتا - کون. در ضمن من دکو ام . دِکو .
یوتا: باشه باشه راستی یادت نره به مدرسه ات بگی که به خاطر مریضی ات هفدهم هر ماه مرخصی میگیری.
دکو : باشه حواسم هست
یوتا : راستی یه سوال؟
دکو: اممممم......بپرس
یوتا: چرا لباس قهرمانی ات رو پوشیدی؟
دکو : چ...چی ؟! ....ام...‌.چیزه......اممم.....
یوتا: هاهاهاهاها باشه بابا فهمیدم.
دکو: دقیقا چیرو فهمیدی؟
یوتا : اینکه سر چیزای بی جواب هول میکنی.
دکو: اهان......(نگاه معنا دار)
یوتا: ببخشید......خب من میرم بهتره توهم بری تا رئیس عصبی نشده.
دکو: باشه پس خدانگهدار یوتا-کون
یوتا دستی تکون میده و زوزه کشون میره. یوتا یه پسر نیمه گرگه که موهای سبزآبی و چشم هایی به رنگ آبی دریا داره. پسر بازیگوش ، خفن و بی قراریه.
خب بهتره برم تا رییس عصبی نشده.
❤️💛💜💜🤎🖤🤍💙💚🧡
تازگیا به قلب علاقه ی زیادی پیدا کردم😅
دیدگاه ها (۶)

Part 3#یک‌قهرمان‌شروریایک‌شرور‌قهرمان فکر کنم باید این...

Part 1#یک‌قهرمان‌شرور‌یا‌یک‌شرور‌قهرمان‌؟ راوی: ک...

منتظر پارت یک تا سه ی داستان جدید باشید

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط