سوکوکو پارت ۷

سوکوکو پارت ۷

چویا : هوی حواست کجای
اکو : .....
چویا : لالی
اکو : .....
یهو حس کردم یه چیز سیاه دور گلومه
اکو : اگه جونتو دوست داری از اینجا بورو
جاذبمو تا بالا ترین حد قابل کنترلم بالا بردم و توی دستم جمع کردم و یه اون چیز سیاه زدماون چیز از بین رفت
و از اونجا رفتم
پایان فلش بک
اکو : ها من تورو قبلاً جایی ندیدم ؟
چویا : چرا اتفاقا قصد جونمم کردی
دازای : میشه بگید اینجا چه خبر شده
اکو و چویا: ،،،بی محلی،،،،
چویا : الان میام
اکو رفت
از دید چویا
دم در اتاق موری
در زدن و وارد شدو
چویا : با من کاری داشتید موری سان
موری : بله راستش برات یه ماموریتی داشتم جزییات ماموریت توی این پوشست خوب بخونش و درست انجامش بده
چویا : چشم قربان
از اتاق رفتم بیرون
گذر زمان بعد از انجام ماموریت
چویا : اهههه این همه دردسر برای یه پوشه که اینقدر نازوکه
باید برم وگرنه از خستگی همینجا میوفتم روی زمین
رسیدن دم در اتاق موری سان
در زدم و وارد شدم
چویا : موری سان اینم همون مدارکی که میخواستید
موری : ممنون چویا سان
از اتاق بیرون رفتم
دیدگاه ها (۰)

بچه ها شاید داستان سوکوکو ۱۰ یا ۱۲ پارت بشه ☺️

ممنون بچه هااااا خوش حالم ممنون که به ۱۰۱ رسوندینم 🥹

سوکوکو پارت ۶ از دید چویاچویا : پس چی فکر کردی قبلش با روش م...

توکیو پارت ۳۳از دید میکو نکنه جریان اون پسرا رو فهمیده مایکی...

یک سگ زیادی ولگرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط