در تمام سال های رفته بر ما، روزگار

در تمام سال های رفته بر ما، روزگار
شادمانی می خرید از ما و ماتم می فروخت

من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه ها
گل فروش ای کاش با آنها مرا هم می فروخت


#فاضل_نظری
دیدگاه ها (۳۲)

زنـــــدگی سراسر وداع لحظه هاستلحظه هایی جاری در بسترخیال...

ماجرای من و توباور باورها نیستماجرایی ستکه در حافظه ی دنیا ...

گاهی دلتنگیشبیه دیدن عکسی قدیمی میان آلبوم خانوادگیست،شبیه پ...

بی تو اسیر چهار دیواری زنده بودنم..نه پایی برای رفتن میخواهم...

کــاش در زمــان های قــدیم بودیــم ،هــروز بــه بهــانه‌ای ب...

<رشته‌ی ما پاره شده، داستان سر در گم است ما فرد را از چمن چی...

سفیر کبیر Grand Ambassador

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط