دوباره آمدی?اینباربیشتردروغ میبافی...زیرکانه ترلبخندمیزنی

دوباره آمدی?اینباربیشتردروغ میبافی...زیرکانه ترلبخندمیزنی،دلبرانه تربازی میکنی...اما بعد از رفتنت دلم مرد.مدتهاست که به جای دلم،عقلم تصمیم میگیرد...
دیدگاه ها (۴)

پیچش گیسوی تو تاب نیآورد بر رخ چون ماه توستاره کم آورد پیش...

گاهی دوست داری ،غافلگیر شوی...!.مـــــثلا بفهمــــی ؛یـــــک...

خوب که با خودم فکر میکنم میبینماینهمه نبودنتاینهمه نداشتنتخی...

آدم ها ثانیه به ثانیه رنگ عوض میکننداز آدم های یک ساعت دیگر ...

دلم گرفته بود؛ آمدي، لبخند زدي، و جهاندوباره جاي خوبي شد برا...

#سلام صبح همگی شما دوستانم بخیر و شادی هفته ای پر برکت توام ...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط