بی‌یار دل شکسته و دور از دیار خویش

بی‌یار دل شکسته و دور از دیار خویش
درمانده‌ایم عاجز و حیران به کار خویش

از روزگار هیچ مرادی نیافتیم
آزرده‌ایم لاجرم از روزگار خویش

نه کار دل به کام و نه دلدار سازگار
خونین دلم ز طالع ناسازگار خویش

یکدم قرار نیست دلم را ز تاب عشق
در آتشم ز دست دل بی‌قرار خویش

از بهر آنکه میزند آبی بر آتشم
منت پذیرم از مژهٔ سیل‌بار خویش

دیوانه دل به عشق سپارد
عاقل به دست دل ندهد اختیار خویش

#اندر_احوالات_عشق
دیدگاه ها (۵۸)

از اشک خدا آمده یا خنده ی  شیطان!؟این ترس که پنهان شده در خل...

آخرین پست سال چالش از آقای نمک:@namakقبل از هر چیزی میخواهم ...

دوستت دارم به اندازه تمام راه هایی که برایت رفتم. دوستت دارم...

اعتراف می‌کنم کلی با خودم کلنجار رفتم که توی قرار اول دستت ر...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 بی‌یار دل شکسته و دور از دیار خویش درم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط