این یه عشقه بیب
این یه عشقه بیب
پارت : 30
نشستم رو صندلی و مشغول خوردن صبحونه شدم
بعد اینکه صبحونم تموم شد زنگ در خورد رفتم در رو باز کردم
سه تا پسر ریختن داخل
سوره بقره رو از حفظ خوندم که بلایی سرم نیارن
یکیشون که موهاش بلوند بود گف
_ سلام جونگکوک خونه نیس
عه عه چقد فضوله با صدای تند و تیزی گفتم
+ به تو چه ننشی یا باباشی؟
_ عه چقد پرویی تو
+ کشیدم به تو حالا هم کاری ندارید بفرمایید بیرون
همشون زدن زیر خنده و همون اون مو بلونده با تهدید گفت
_ دفعه بعدی که دیدمت قول نمیدم این زبون تند و تیزت رو کوتاه نکنم
زبونی براش دراوردم و گفتم
+ شتر در خواب بیند پنبه دانه
چشم غرهای برام رفتن و نشستن رو مبل و شروع کردن به حرف زدن
یکیشون گفت
_ جدیدا باند رز اصلا فعالیت نمیکنه
وایسا ببینم چیییییی درباره باند من حرف میزنن
رفتم بینشون نشستم و فضولیم گل کرده بود
یکیشون هم درجواب گفت
_ اره همین چند روز پیش یه باند دیگه به باند رز حمله کرده بود میگن باند رز هرچی دارایی داشته رو همون باندی برده که حمله کردن
پارت : 30
نشستم رو صندلی و مشغول خوردن صبحونه شدم
بعد اینکه صبحونم تموم شد زنگ در خورد رفتم در رو باز کردم
سه تا پسر ریختن داخل
سوره بقره رو از حفظ خوندم که بلایی سرم نیارن
یکیشون که موهاش بلوند بود گف
_ سلام جونگکوک خونه نیس
عه عه چقد فضوله با صدای تند و تیزی گفتم
+ به تو چه ننشی یا باباشی؟
_ عه چقد پرویی تو
+ کشیدم به تو حالا هم کاری ندارید بفرمایید بیرون
همشون زدن زیر خنده و همون اون مو بلونده با تهدید گفت
_ دفعه بعدی که دیدمت قول نمیدم این زبون تند و تیزت رو کوتاه نکنم
زبونی براش دراوردم و گفتم
+ شتر در خواب بیند پنبه دانه
چشم غرهای برام رفتن و نشستن رو مبل و شروع کردن به حرف زدن
یکیشون گفت
_ جدیدا باند رز اصلا فعالیت نمیکنه
وایسا ببینم چیییییی درباره باند من حرف میزنن
رفتم بینشون نشستم و فضولیم گل کرده بود
یکیشون هم درجواب گفت
_ اره همین چند روز پیش یه باند دیگه به باند رز حمله کرده بود میگن باند رز هرچی دارایی داشته رو همون باندی برده که حمله کردن
- ۳.۶k
- ۰۴ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط