بار رد و گفتخودت
باريك كرد و گفت:خودت؟
اشکم جاري شد و پر از درد و ناباوري گفتم: من الا بيكرم.. خیره و جدي نگام کرد. با بغض :گفتم خودمم باورم نمیشه ولی.. هیچ شوخي و دروغ و سرکار گذاشتنی در کار نیست.. من... واقعاً الا بيكرم. و اشکم جاري شد. انگار باورش شد و شوکه با چشماي گرد و دهن باز زل زد بهم و زمزمه کرد واقعا تو.. توان موندن نداشتم. هواي اينجا برام خيلي خفه بود. بدون مكث تند زدم بیرون داشتم خفه میشدم. اصلا داشتم از درون منفجر میشدم.. واقعا اینجا به اسم منه؟ من الا بيكر يا..؟؟ اخه تشابه انقدر؟ کی اینجا رو به نام من کرده؟ چرا؟ اون نایب کیه؟ فين دوناتو منو میشناخته؟ وارثش چی؟ از کجا؟ حالم خيلي بد بود. ساعت ها تو خیابون پرسه زدم و یه نوشیدنی به زور خوردم تا حالم بد نشه..
خوب میدونم این درد قلبم فقط یه درمان دارم.. .. که منو زیر پاهاش له کرد هنوز بهترین ارامبخش دنیاست برام.. اژانس خبر کردم و با دستای لرزون و یخ زده سوار شدم و ادرس خونه شو دادم. نمیخواستم برم داخل میخواستم فقط از دور نگاش کنم اشک تو چشمام جمع شد. حتی به همین نگاه هم راضی بودم.
چرا؟ اون نایب کیه؟ فين دوناتو منو میشناخته؟ وارثش چی؟ از کجا؟ حالم خيلي بد بود.. ساعتها تو خیابون پرسه زدم و یه نوشیدنی به زور خوردم تا حالم بد نشه.. خوب میدونم این درد قلبم فقط به درمان دارم جیمین.. جیمینی
که منو زیر پاهاش له کرد هنوز بهترین ارامبخش دنیاست برام.. اژانس خبر کردم و با دستای لرزون و یخ زده سوار شدم و ادرس خونه شو دادم. نمیخواستم برم داخل میخواستم فقط از دور نگاش کنم. اشک تو چشمام جمع شد.. به همین نگاه هم راضي بودم. تاكسي جلوي خونه اش نگه داشت.. داغون سرمو بلند کردم و به پنجره خونه اش نگاه کردم. به نظر چراغا خاموش بود يعني هنوز خونه نیومده؟ درمونده و پردرد به در خیره شدم تا اومدنش رو ببینم.. دلم خیلی تنگ بود براش..خيلي زياد.. با بغض دست به چشمام کشیدم ۱ساعتي رو منتظرش شدم ولي.. نیومد.. يعني خونه نمیاد؟ خيلي سنگين و درمونده به راننده گفتم بره.. متفکر و تلخ و بي رمق به بیرون خیره شدم..
اشکم جاري شد و پر از درد و ناباوري گفتم: من الا بيكرم.. خیره و جدي نگام کرد. با بغض :گفتم خودمم باورم نمیشه ولی.. هیچ شوخي و دروغ و سرکار گذاشتنی در کار نیست.. من... واقعاً الا بيكرم. و اشکم جاري شد. انگار باورش شد و شوکه با چشماي گرد و دهن باز زل زد بهم و زمزمه کرد واقعا تو.. توان موندن نداشتم. هواي اينجا برام خيلي خفه بود. بدون مكث تند زدم بیرون داشتم خفه میشدم. اصلا داشتم از درون منفجر میشدم.. واقعا اینجا به اسم منه؟ من الا بيكر يا..؟؟ اخه تشابه انقدر؟ کی اینجا رو به نام من کرده؟ چرا؟ اون نایب کیه؟ فين دوناتو منو میشناخته؟ وارثش چی؟ از کجا؟ حالم خيلي بد بود. ساعت ها تو خیابون پرسه زدم و یه نوشیدنی به زور خوردم تا حالم بد نشه..
خوب میدونم این درد قلبم فقط یه درمان دارم.. .. که منو زیر پاهاش له کرد هنوز بهترین ارامبخش دنیاست برام.. اژانس خبر کردم و با دستای لرزون و یخ زده سوار شدم و ادرس خونه شو دادم. نمیخواستم برم داخل میخواستم فقط از دور نگاش کنم اشک تو چشمام جمع شد. حتی به همین نگاه هم راضی بودم.
چرا؟ اون نایب کیه؟ فين دوناتو منو میشناخته؟ وارثش چی؟ از کجا؟ حالم خيلي بد بود.. ساعتها تو خیابون پرسه زدم و یه نوشیدنی به زور خوردم تا حالم بد نشه.. خوب میدونم این درد قلبم فقط به درمان دارم جیمین.. جیمینی
که منو زیر پاهاش له کرد هنوز بهترین ارامبخش دنیاست برام.. اژانس خبر کردم و با دستای لرزون و یخ زده سوار شدم و ادرس خونه شو دادم. نمیخواستم برم داخل میخواستم فقط از دور نگاش کنم. اشک تو چشمام جمع شد.. به همین نگاه هم راضي بودم. تاكسي جلوي خونه اش نگه داشت.. داغون سرمو بلند کردم و به پنجره خونه اش نگاه کردم. به نظر چراغا خاموش بود يعني هنوز خونه نیومده؟ درمونده و پردرد به در خیره شدم تا اومدنش رو ببینم.. دلم خیلی تنگ بود براش..خيلي زياد.. با بغض دست به چشمام کشیدم ۱ساعتي رو منتظرش شدم ولي.. نیومد.. يعني خونه نمیاد؟ خيلي سنگين و درمونده به راننده گفتم بره.. متفکر و تلخ و بي رمق به بیرون خیره شدم..
- ۶۷۷
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط