مگذار که عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !

مگذار که عشق، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !
مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه، به عادتِ آب دادنِ گل های باغچه بدل شود !
عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن.
تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟
عشق، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یک بار برای همیشه .
جامِ بلور ، تنها یک بار می شکند . میتوان شکسته اش را ، تکه هایش را ، نگه داشت . اما شکسته های جام ،آن تکه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست .
احتیاط باید کرد . همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز .
بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند...
دیدگاه ها (۱)

می روی دور می شوی امّاردپایت همیشه بارانی ست بعد تو درد و غم...

تنها که باشی کربلا را خوب می فهمیاندازه ی درد و بلا را خوب م...

گفته بودم می روی دیدی عزیزم آخرش !سهم ما از عشق هم شد قسمت ز...

وااااااااااای....

او زنی است که برای التیام روحش، به دست هیچ‌کس چشم ندوخته است...

زیبایی‌ات را همه می‌بینند اما فقط منم که می‌دانم این پوستِ آ...

گاهی باید قبل از آنکه کاملاً ویران شوی، دستِ خودت را بگیری، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط