دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من
 
چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله ی تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من
 
تا آمدی اندر برم، شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من


بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من

#مولانا
دیدگاه ها (۱)

آبگوشت خوردن شاه و فرح فرارو

آزادگان به عشق خیانت نمی کننداو را خصال مردم آزاده خو نبودچو...

تا به خودم آمدمجنگ پدرم را گرفتبانک، خانه را

#لطفا_لایک_و_فالو_کنید❤🙏پوشیده چون جان میروی اندر میان جان م...

منافقانی با نقاب وفاق... افساد طلبانی پر از نفاق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط