دستهایم یخ زد وقتی که دستانت در دست هایش بود...

دستهایم یخ زد وقتی که دستانت در دست هایش بود...
چشم هایم گریه کرد وقتی که دید نگاهت برای اوست....
قلبم تکه تکه شد وقتی که تو عاشقانه او را بغل کردی.....
ومن در عمق تنهایی و عاشقی برای همیشه چشمانم را بستم...
دیدگاه ها (۲)

کدوم رنگ کفش به لباس میاد؟؟؟؟

آهای عشق من... دیگه نمیخوام آرزوت باشم... آرزو میکنم آرزوی ت...

بر از اشکم ولی میخندم به سختی... به قول فروغ که میگفت :شهام...

نبود... پیدا شد... آشنا شد... دوست شد... مهر شد... گرم شد عش...

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 | چیزی بیشتر از دوستیزمستان سئول از راه رسید.برف آرام...

داستان عاشقانه جدید

my neighbour's friend:part7ویو یونگی:وقتی خواستم به اون جنده...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟎هانا آن شب یونا را به اتاقش دعوت کرد...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

عاشقانه های شبنم

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط