مستی را بهانه کردم و همچنان گریستم

#مستی را بهانه کردم و همچنان گریستم

تا کس نداند گرفتار کیستم...
دیدگاه ها (۱)

#قلب یہ دختر مثل هواے پاییزغیرقابل پیش بینیہ ...

♚#خِـــصـــــلَـتِ آدَمــــا اینِــه کِــــه⇓⇓فَـــرامـــوشْ...

#افسوس که بشکست دلم آنکس که قبله‌گاهم بود زین روزگار بی وفای...

#ﻣﻦ ﺩﺭﺷﻌﺒﺪﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﻭﯼ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻪﺍﻡ ﻭ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ س...

خدا مرا ببخشد؛مرگ کودکِ همسایه را بهانه کردم؛ سخت به درخود گ...

توبه کردم که دگر مستی بيجا نکنم مست بودم که چنین توبه ی بیجا...

خوشحالم که به بهانه مراسم بزرگداشت فرصت پیدا کردم درباره‌ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط