جور کُنی وفا بود

جور کُنی وفا بود
درد دَهی دوا بود

لایق تو کُجا بود
دیده جان و دید من...

#مولانا
دیدگاه ها (۱)

تو ز ما فارغ و ما از تو پریشان تا چند...#سعدی

باز با خوف و رجا سوی تو می آیم مندو قدم دلهره دارم دو قدم دل...

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بار بر بست و به گردش نرس...

چه نگاه قشنگی داشت.

ناز کنی، نظر کنی، قهر کنی، ستم کنیگر که جفا، گر که وفا، از ت...

اونجا که مولانا میگه:گفتی بیاگفتم کجا؟!گفتی میانِ جان ما...#...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط