در آن نوبت که بندد

در آن نوبت که بندد
دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم...
نیما یوشیج
دیدگاه ها (۱)

گیرم کهنگویم چقدر بی تابم ...دیوانه ،خودت کـهاز دلم باخبری ....

من تو را تصویر خواهم کردتو را به رنگ، به نورو به آوازهای رنگ...

من تمام صورتم را در آب سرد دیدمتو را در آینه رها کردمدستم را...

سلامم را برسان به دریا قاصدک .دستی از دل تنگم به سر شالیزار ...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۱۲تهیونگ داغون نگاهش کرد و آروم گفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط