پارت سومرمان برگ چهارم
پارت سوم/رمان برگ چهارم
فردا رفتم پیش استادم . (همون مویچیرو ) گفتم تنفسی که انتخاب کردم شبدر چهار برگه . گفت چرا تنفس شبدر رو انتخاب کردی.
من گفتم: «چون شبدر چهاربرگ نماد امید و شانسِ، ولی برای من یه معنی عمیقتر داره. برگ اول نشونهی ایمانه، برگ دوم وفاداری، برگ سوم عشقه و اون برگ چهارم... اون همون چیزیه که بهش میگن 'شانس'؛ ولی برای من این شانس نیست، این تلاشِ مستمرِ. من میخوام مثل اون شبدر چهاربرگ باشم که توی دل سیاهی و ناامیدی رشد میکنه. میخوام همونطور که این گیاه توی زمین سفت و سرد سر در میاره، من هم توی تاریکترین شبها، برای آدمهای بیگناه امید باشم.»
پارت بعدی= ۲ تا لایک
فردا رفتم پیش استادم . (همون مویچیرو ) گفتم تنفسی که انتخاب کردم شبدر چهار برگه . گفت چرا تنفس شبدر رو انتخاب کردی.
من گفتم: «چون شبدر چهاربرگ نماد امید و شانسِ، ولی برای من یه معنی عمیقتر داره. برگ اول نشونهی ایمانه، برگ دوم وفاداری، برگ سوم عشقه و اون برگ چهارم... اون همون چیزیه که بهش میگن 'شانس'؛ ولی برای من این شانس نیست، این تلاشِ مستمرِ. من میخوام مثل اون شبدر چهاربرگ باشم که توی دل سیاهی و ناامیدی رشد میکنه. میخوام همونطور که این گیاه توی زمین سفت و سرد سر در میاره، من هم توی تاریکترین شبها، برای آدمهای بیگناه امید باشم.»
پارت بعدی= ۲ تا لایک
- ۱.۵k
- ۱۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط