رف میبارد و من چشم به راهت هستم

رف میبارد و من چشم به راهت هستم
درپی آتشی از برق نگاهت هستم

قهوه و چایی و نسکافه مرا گرم نکرد
چون به دنبال همان شال سیاهت هستم

شب و تنهایی و سیگار ولی فندک نیست
من فقط منتظر شعله ی آهت هستم

میکشم نقش تورا با قلم خاطره ها
چون که تصویرگر صورت ماهت هستم

بغض و فریاد شدم بازمرا نشنیدی
مثل یک گمشده ای در ته چاهت هستم

عازم دورترین نقطه ی دنیا که شوی
باهمه فاصله ها پشت و پناهت هستم
دیدگاه ها (۳)

برف میبارد و من چشم به راهت هستم درپی آتشی از برق نگاهت هستم...

برف میبارد و من چشم به راهت هستمدرپی آتشی از برق نگاهت هستمق...

برف میبارد و من چشم به راهت هستم درپی آتشی از برق نگاهت هستم...

خون کرده دلم را غَمِ چَشمانِ سیاهتبی خوابم و دلداده ی ...

مثل یک فاجعه درگیر نگاهت شده ام لحظه ای دیدمت آکنده ز آهت شد...

مثل یک فاجعه درگیر نگاهت شده ام لحظه ای دیدمت آکنده ز آهت شد...

HRE

Jimin

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط