در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم
ونگران بودم، تا اینکه آنها را تجربه کردم
وحالا ترسی از آنها ندارم
از ( تنهایی ) میترسیدم،
یاد گرفتم (خود را دوست بدارم)
از (شکست )میترسیدم
یاد گرفتم( تلاش نکردن یعنی شکست )
از( نفرت مردم ) میترسیدم
یاد گرفتم ( بهرحال هر کسی نظری دارد )
از ( درد ) میترسیدم
یاد گرفتم(دردکشیدن برای رشدروح لازم است)
از ( سرنوشت ) میترسیدم،یاد گرفتم
( من توان تغییر آن را دارم )
از( آینده ) میترسیدم
یاد گرفتم ( میتوان آینده بهتری ساخت )
از ( گذشته ) میترسیدم
فهمیدم ( گذشته دیگر توان آسیب رساندن به من را ندارد )

و بالاخره از((( تغییر ))) میترسیدم
تا اینکه یاد گرفتم
حتی زیباترین پروانه ها هم ،قبل از پرواز کرم بودندوتغییر آنهارا زیبا کرد.
دیدگاه ها (۲)

وقتی من بمیرمهیچ اتفاقی نخواهد افتاد...نه جایی به خاطرم تعطی...

نسلــی شدیمـ کهـ حتی ١٨ سالـمونـ نشده و شبا خوابـ نداریمـ

Custom bride part : 1

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

در زندگی، از چیزهای زیادی میترسیدم؛ ونگران بودم، ...

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدم؛ونگران بودم، تا اینکه........

در زندگی از چیزهای زیادی میترسیدمونگران بودم، تا اینکه آنها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط