یڪ قلم٬

یڪ قلم٬
یڪ ڪاغذ٬
یڪ حس٬
و ناگه٬
نوشتن از تو آغاز مے شود...

براے تو٬
اے معشوق جذاب قلم ها! ٬
تمام دلم٬
دستم٬
پایم٬
چشمم٬
جملگے خواجہ ے شیراز مے شود...
دیدگاه ها (۱)

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شدهبرای آن سکوت نامعلوم و شکیبدلم ...

ای خدای مهربانم…گاهی فقط دلم می‌خواهد با تو حرف بزنم، بی‌هیچ...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

دلم کمی کودکی می خواهد...کمی بچگی ، بی خیالی ، بی نگرانی برا...

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط