خب همون طور که همتون میدونین دیشب عروسی بودم و یخوری پولا

خب همون طور که همتون میدونین دیشب عروسی بودم و یخوری پولارو جمع میکردم از روی زمین که بقیه بچه ها راه میرهتم میگفتن مال ماهم بزار تو تالار ۳۰۰ تومن جمع کردم
و برای عروس کشون خونه مادر پدر عروس هیچی شاباش ندادن ولی خونه پدر مادر داماد او یه ۱۵۰ تومن
اونجا شاباش جمع کردم
حال کنید 😂
یه ۵۰ تومنم به زنموم دادم به بچه های که دارن میرقصن بده
بعد گفت اون ۵۰ تومن تلبم🤡😂۶۰۰ تومن جمع کردم😂
دیدگاه ها (۱۹)

قفلی زدم

۳ تای اول:هفت جدو ابادته کصکش💢دومی:کیر خر من مگه مسخرتم کصکش...

دارم میرم عروسی و از ساعت ۱ تا الان مشقولم تا ۱۲:۳۰ ام مدرسه...

.داستان کوتاه و آموزنده شب خواستگاری وقتی خانواده گفتن عروس ...

پارت:1اسم:شاگرد بی نام--------------------------------------...

#دوستی_اجباری#فصل_۲#پارت_۱( * سه سال بعد * )واقعا کسل کننده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط