آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم

آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم
نالههای ربنا یا ربنایم را زدم
بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت
من برای بنده بودن دست و پایم را زدم
حال می خواهی ببخشای یا که می خواهی نبخش
من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم
دست، خالی کیسه، خالی کردن کج بارها
بر در میخانه ات دست گدایم را زدم
پیش مردم آبرویم را مبر من
هر کجا رفته ام حرفِ کریمیِ خدایم را زدم
دیدگاه ها (۱)

امام صادق عليه السلام : خداوند زيبايى و خودآرايى را دوست دار...

وقتی گدای فاطمه بودن برای ماست احساس میکنم که دوعالم گدای ما...

من از کودکی عاشقت بوده ام قبولم نما گرچه آلوده ام یا علی

مـثلــث کـربــلا ؛ سه ضلــع دارد : ◄ حســینـیان ◄ یـزیــدیـ...

nine

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدمناله‎های ربنا یا ربنایم را ز...

آمدم با تو سحرها حرف‎هایم را زدمناله‎های ربنا یا ربنایم را ز...

آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم ناله های ربنايم را زدمبعد از...

آمدیم با تو سحرها حرف‎هاے یمان را زدیمخسته از رنجِ روزگار فر...

من شیعه ام، من خاک پای مرتضایمآری گدایم، من گدای مرتضایمزد ز...

✦ستارگانی در سایه ✦پارت صفر

کاش می دانستی بعد از آن دعوت زیبا، به ملاقات خودت من چه حالی...

شب است و ماه می رقصد ستاره نقره می پاشدنسیم پونه و عطر شقایق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط