آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم
آمدم با تو سحرها حرفهایم را زدم
نالههای ربنا یا ربنایم را زدم
بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت
من برای بنده بودن دست و پایم را زدم
حال می خواهی ببخشای یا که می خواهی نبخش
من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم
دست، خالی کیسه، خالی کردن کج بارها
بر در میخانه ات دست گدایم را زدم
پیش مردم آبرویم را مبر من
هر کجا رفته ام حرفِ کریمیِ خدایم را زدم
نالههای ربنا یا ربنایم را زدم
بعد از این یک ماه هر چه شد دگر پای خودت
من برای بنده بودن دست و پایم را زدم
حال می خواهی ببخشای یا که می خواهی نبخش
من که هر شب آمدم اینجا صدایم را زدم
دست، خالی کیسه، خالی کردن کج بارها
بر در میخانه ات دست گدایم را زدم
پیش مردم آبرویم را مبر من
هر کجا رفته ام حرفِ کریمیِ خدایم را زدم
- ۵۱۷
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط