بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد/ سارا به سین سفره مان

بنویس بابا مثل هر شب نان ندارد/ سارا به سین سفره مان ایمان ندارد/
بعد از همان تصمیم کبری ابرها هم/ یا سیل می بارد و یا باران ندارد/
بابا انار و سیب و نان را مینویسد/ حتی برای خواندنش دندان ندارد/
انگار بابا همکلاس اولی هاست/ هی مینویسد این ندارد آن ندارد/
بنویس کی آن مرد در باران می آید/ این انتظار خیسمان پایان ندارد/
ایمان برادر گوش کن نقطه سر خط بنویس/ بابا مثل هرشب نان ندارد...
دیدگاه ها (۸)

به او این گونه نگاه نکن... تو چه میدانی از راز دلش؟ تو صبح ا...

پدرم فقیر بود... پدر بزرگم هم...!!! من فرزندی ندارم ،شاید فق...

دیشب گرسنه بود ، دختری که مُرد چه آسان به خاک پس دادیمش و ...

ای مرد سرتو بالا بگیر! از چی خجالت میکشی؟ مگر فراموش کرده ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط