شب سردیست دلم دیدهٔ تر می خواهد

شب سردیست دلم دیدهٔ تر می خواهد
دل ِ آشفته من از تو خبر می خواهد

قهوه و شعر و خیال تو و این باد خنک
باز لبخند بزن قهوه شکر می خواهد

امشب آبستنم از تو غزلی شورانگیز
باخبر باش که این طفل پدر می خواهد

غارتم کرده ای و خنده کنان می گویی
صید دل از کف یک سنگ،هنر می خواهد

ترس در جام دلم ریخت، در این راه اگر
یادم آمد سفر عشق جگر می خواهد
دیدگاه ها (۰)

به رسم همیشه مرسی که هستید .......... 🌼دوستان گلم...

زمانی که ما با افکار مثبتآمادهٔ خوابیدن می‌شویمو با افکار مث...

مست چشمانت نبودن کار آسانی که نیستجنبه میخواهد،ولی این درد د...

با آنکه ننوشیدم از آن چشم شرابیمهمان کن از آن گونه مرا بوسه ...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

«دلمون» خنک نشد!«دلمون» میخواست اسرائیل محو میشد!«دلمون» میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط