و تو نمی دانی که به چه اندازه در تنهایی من سهیمی

‌و تو نمی دانی که به چه اندازه در تنهایی من سهیمی.
تو عذاب تک تک ثانیه هایی هستی که به انتظارت نشستم و نیامدی.
تو
میتوانی باشی،
ولی نیستی.
تو خجالت و صورت گل انداخته و ذوق پنهانی من هستی وقتی دیگران اسمت را به زبان می آورند.
تو میتوانی مرا ببینی،
ولی نادیده ام میگیری.
با این وجود،
باز هم
تو تمامِ منی،
تمامِ من!
دیدگاه ها (۰)

#سکه.بندازیم .....اگر... شیربود تومال مناگر.... خط بود من ما...

نازهای یک زنهمیشه تازگی داردربطی به سن و سالش نداردفقط کسی ب...

من می‌دونم نباید خسته شد؛می‌دونم نباید بُرید؛می‌دونم زندگی ا...

بدهم تکیه به تو شانه شدن را بلدی؟گرمی ثانیه‌ای خانه شدن را ب...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️سر فصل اول:عطر ادکلن و فولاد سردکی...

‌ ‌ ‌ ㅤ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ 𖢷꯭   🖼️`   ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌...

łõvē ťımê 🕰️ võlĉa writer ✒️🇰🇷 Pŧ : ⁵(راوی) تمام نگاه ها به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط