داستان مدرسه پارت یک

داستان مدرسه پارت یک
آیدا : بیاین در کلاسارو بزنیم در ریم ، پس به دو گروه تقسیم میشیم ، من با انا ، تو هم یا ملیکا
من : حله
در کلاس دوم دو رو زدن و فرار کردن*
بار دوم هم میریم و با ملیکا در رو میزنیم
( پدسگا نگهبان دم در گذاشته بودن
فرار کردن و گیر افتادن*
منو ملیکا: ما نبودیم °-°
اونا: بودین
منو ملیکا : ما نبودیم یکی اون پشت بود زد بعد مارو فرستاد جلو در فرار کرد بعد مام در رفتیم تا شما فکر نکنید ماییم
بخشیدن
منو ملی در رفتیم
دیدگاه ها (۰)

خدای بزرگ

دوستان هم اکنون °-°

دوستان عزیز ، خواستم بگم سبک من در اصل حالت چیبی همینی که گذ...

حاجی گنگش بالاس

نور سبزی در تاریکی

★اون یه مافیا بود ولی...p¹_"فامیلی خودت رو فراموش می‌کنیم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط