گاهی میخوام خودم را به نفهمی بزنم..
گاهی میخوام خودم را به نفهمی بزنم..
بیخیال تمام کسانی که در روزگارم هستند باشم..
اما هر چه میکنم نمیشود
میفهمم
تمامیشان را یک به یک میفهمم
حتی از سلام دادنشان میفهمم
و این فهمیدن بیشتر اوقات به ضرر من تمام میشود
درونم را فرو میریزد
راستش را بخواهی
دلم نفهمی میخواهد
یک نفهمی عمیق اما هر چه که میکنم نمیشود و این فهمیدن میشود بهانه ای برای درد های هر شبم..
که مبادا من شبی را بدون درد به سحر برسانم...
بیخیال تمام کسانی که در روزگارم هستند باشم..
اما هر چه میکنم نمیشود
میفهمم
تمامیشان را یک به یک میفهمم
حتی از سلام دادنشان میفهمم
و این فهمیدن بیشتر اوقات به ضرر من تمام میشود
درونم را فرو میریزد
راستش را بخواهی
دلم نفهمی میخواهد
یک نفهمی عمیق اما هر چه که میکنم نمیشود و این فهمیدن میشود بهانه ای برای درد های هر شبم..
که مبادا من شبی را بدون درد به سحر برسانم...
- ۸۲۷
- ۲۳ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط