این متن خرابم کرد

این متن خرابم کرد


در ساحل ماسه ای با خدا قدم میزدم
به پشت سرم نگاه کردم
جاهایی که از خوشی ها حرف زده بودیم دو ردپا بود
و
جاهایی که از سختی ها حرف زده بودیم جای یک ردپا بود
به خدا گفتم در سختی ها کنارم نبودی؟
گفت آن ردپایی که میبینی من هستم؛
تو را در سختی ها به دوش می کشیدم!!
دیدگاه ها (۷)

باراول ک دیدمش توکوچه بود...ی لباس گل گلی تتش بود...باموهای ...

ﭘﺴﺮ : ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﻫﻢ ﺁﺷﻨﺎﺷﯿﻢ؟ﺩﺧﺘﺮ : ﻣﺰﺍﺣﻢ ﻧﺸﻮ ..ﭘﺴﺮ : ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ...

ازخداوند پرسیدم ... چرا فاحشه‌ها خوشگل‌ترن؟!چرا پسرای دختر ب...

♡♡♡

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

پارت ۵تهیونگ بود.خدارو شکر توی دلم حرف میزدم یانه لو میرفتم....

(بچه ها بخدا غمگینه اگه دوست ندارید نخونید🤍)...................

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط