گفتند کارتان؟

گفتند کارتان؟
همه گفتیم:نوکری،چون بار عشق را به سر شانه میبریم
ما را اگر چه بازی دنیا خراب کرد،اما به لطف روضه ی ارباب بهتریم
دیدگاه ها (۳)

P5 ماشین آخرین خودرو از کاروان بود.طناز در تمام مسیر، خودش ر...

آوای شبپارت۲۱ویو نویسندهساعت:۲:۰۰ بعد از رفتن بکی انیا به خد...

«گاهی هم این‌گونه می‌شوم…نه دردی در تن دارم که فریاد بزنم، ن...

پارت دهم | پایان بازیصدای آن مرد هنوز در عمارت می‌پیچید.«باز...

وارث سایه‌ها — پارت ۱۱صدای باران روی شیشه‌های بلند عمارت می‌...

پارت ۵۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط