شب،

شب،
تنهای تنها....
همه نقاشی تو را دارم در آسمانم
نفسم را به مهتاب میسپارم
شاید در آب برکه ببینم تو را
دلم را به باد شاید ببویم تو را
دستانم ستارگان شب را نوازش میکنند......
کم می آورم در این تنهایی شب؛
آوازی دیگر بخوان
ای سکوت او را بخوان
شاید نگاهی به دل من بکند
در این سیاهی.......
دیدگاه ها (۱)

P. 7 "اون مال منه" 𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖔𝖓𝖑𝖞 𝖎𝖙'...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

چشم تیله ای تقریبا مدت زیادی میشد که تو جنگل انبوه از درخت و...

بین اون دیوار ها ، قرار نبود اتفاقی بیوفته شاید چون هیچکدوم ...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

مرد بی رحم

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط