*گل بیخار*

*گل بیخار*

آوخ ایدوست بدلداری من یاری نیست
چه توانم نکنم گریه که دلداری نیست

غم هجران و وصال تو و سودای محال
چون دل غمزدهءمن که خریداری نیست

بلبل از جور خزان نالهء ناکامی را
سرگرفته است که دیگر گل و گلزاری نیست

من نپرسم که چرا یار به اغیار شدی
دانم این در همه گلشن گل بیخاری نیست

تا خیال تو انیس دل غمگینم شد
جز خیال تو مرا مونس و غمخواری نیست

راز دل باکه توان گفت در این وادی عشق
همه مستند خدایا کس هشیاری نیست

فکر آغاز و سرانجام مکن ای ساقی
که بدین دایره یک نقطه ز پرگاری نیست. م .
دیدگاه ها (۳)

زندگی دوختن شادیهاست و به تن کردن پیراهن گلدار امیدزندگانی ه...

عقل و دل روزی ز هم دلخور شدندهردو از احساس نفرت پر شدند....د...

#tag..#پست_سفارشی ..نشسته بودیم و چند دقیقه همینطوری تو سکوت...

♥ا.زمان رابایدنگه داشتبرای لحظه ای که لبریز توستومن هنوز تما...

*گل بیخار*آوخ ایدوست بدلداری من یاری نیستچه توانم نکنم گریه ...

××××× شِکوِه ×××××غم بسی دارم و تیماری نیست *بر دلِ غمزده ...

اى پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است ...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی<دل بی تو به جان آمد وقت است ...

ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است ک...

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم . . .

#اے_اے_اےای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد...

نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ایی...

در فکر گلی بودم و گلزار خریدمگل خواست دلم ، خرمن و خروار خری...

نیمه شب ، آواره و بی حس حال در سرم سودای عشقی بی زو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط