خسته م از این حال خرابم مثل همیشه بی قرارم

خسته م از این حال خرابم مثل همیشه بی قرارم
بجز یه ساعت فکر راحت ، حسرت هیچی رو ندارم
خم میشه هر کوهی که یک آن خودشو جای من بزاره
سخته یه روز کسی بفهمه هیچکی رو جز خودش نداره
هیچکی رو جز خودش نداره
من چه بجنگم چه نجنگم کل این بازی رو باختم
چه بمونم چه نمونم از خودم خاطره ساختم
من که نگفته هامو گفتم تو ترانه های ساده م
چه بخونم چه نخونم خودمو یاد تو دادم
♫♫♫
یه شهر متروکه شدم باقی عمرو با خودم کنار میام تا که تموم شه
چروک رو قلبم میگه جوونیمم گذشت دیگه چیزی نمونده که حروم شه
شبیه شمعی نیمه جوون سوختنمو کسی ندید فقط می خواستن که بتابم
یه عمر حواسم به همه بودو ولی بی دقدقه گذشتن از حال خرابم
♫♫♫
من چه بجنگم چه نجنگم کل این بازی رو باختم
چه بمونم چه نمونم از خودم خاطره ساختم
من که نگفته هامو گفتم تو ترانه های ساده م
چه بخونم چه نخونم خودمو یاد تو دادم
دیدگاه ها (۱)

Are they just stray kids...?

رمان عشق ممنوع

سلام خانومیاخب...فکر کنم دیگه وقتشه حرف آخرمو بزنم نمیدونم.....

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 یازدهم: حصارِ خانوادگی ...

رمان آرام باش

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره...p9( توی ماشین )هواست به رف...

محو زیبایی او پارت ۴۳ویو رزا با درد زانو به خودم میپیچیدم! ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط