نه!هرگز شب را باور نکردم...

نه!هرگز شب را باور نکردم...
چرا که در فراسوهای دهلیزش...
به امید دریچه ای،دل بسته بودم...
#احمد_شاملو #ولنتاین
دیدگاه ها (۱)

توی زبان آذری،وقتی دو نفر خیلی به‌هم میان...میگن که:"خدا خاک...

#زمستان،یک تو می‌خواهد...یک تو که دستانش را بشود...بی هیچ دل...

میخواهم امروز را جور دیگری آغاز کنم:به نام خالقِ لبخندِ تو ....

آغوش تو چقدر می‌آید به قامتم...در آن به‌قدرِ پیرهنِ خویش راح...

#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا چهارشنبه های امام رضای سلا...

تا نفس میکشم و عمر به دنیا دارم ؛دِل به او بَسته و اُمید به ...

برای امروزچیزی جز خیر نمی‌خواهم...نه برای خودمنه برای شمانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط