به بابام میگم نمی دونم چرا صبحا اشتها ندارم نمی تونم صبحو

به بابام میگم نمی دونم چرا صبحا اشتها ندارم نمی تونم صبحونه بخورم
.
برگشته میگه منم اگه یه یخچال ُ تا صبح بخورم صبحونه که هیچ تا پسفردا شبشم سیرم
.
..
با اکراه پذیرفتم...
..
.
خُب توقع داشتین چی بگم؟
0_0
دیدگاه ها (۳۳)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

آپدیت بابل چن🫧🦖🦖: اون موقع که توی پکن زندگی خوابگاهی داشتم، ...

Heir of Light and Darknesspart : 1همراه دوستش جیمین کلی خرید...

P19فردا دامیان:انا پاشو انیا پاشو انیا انیا انیا پاشو دیگه ب...

خب اون پست احساس کردم بعضیاتون شاید فک کنید برا جلب توجه هست...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

چندپارتی تهیونگ

part 7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط