پارت ۱۶
پارت ۱۶
آبنبات با طمع لبات
ویو ا/ت
اینجا کجاست؟
نمیتونم داد بزنم
صدای خودمو احساس نمیکنم
تنهام
میترسم
ا/ت
ا/ت
کی منو صدا میزنه؟
من کیم؟
من من چیم؟
کوک: ا/ت متاسفم
تو تو کی هستی؟
کوک: خدافظ
نهههه
ا/ت: نفس نفس * از خواب بیدار شد*
دکتر: لطفا آروم باشید فقط خواب بوده حالتون چطوره؟؟
ا/ت: تو کی هستی؟
دکتر : من دکترتم
تهیونگ : ا/ت خوبی؟ پرنسس کوچولو حالت خوبه؟
ا/ت: تو کی هستی؟ چرا منو پرنسس صدا میزنی
تهیونگ : چی؟ منم تهیونگ خرسی جونت ا/ت خوبی؟
ا/ت: من تو رو یادم نمیاد تو کی هستی؟
تهیونگ : دکتر این چی میگه؟ ؟؟
دکتر: باید از سرشون عکس بگیریم
ا/ت: به من دست بزنین جیغ میزنم
کوک : چیشده تهیونگ * نگات کرد* ا/ت ا/ت خوبی؟
ا/ت: جیغ* تو کی هستی برو بیرون
کوک: میدونم ازم ناراحتی ولی نگو منو یادت نمیاد لطفا
ا/ت: تو کی هستی برو اونور
تهیونگ : کوک ا/ت با منو دکتر هم اینجوری کرد
کوک:چی؟؟
دکتر : لطفا بیارین داخل بخش
کوک: باشه ا/ت پاشو این مسخره بازیا چیه ؟؟؟
ا/ت: نزدیکم نیا من تو رو نمیشناسم
ویو کوک
این چشه؟؟؟
نکنه واقعن نه نه امکان نداره
بلندش کردم و خیلی جیغ جیغ میکرد بردمش بخش و گذاشتیم روی تخت دکتر عکس گرفت
دکتر: متاسفم ایشون واقعن همه چی یادشون رفته
کوک: چجور امکان داره اون فقط به خاطر فشار زیاد بیهوش شد
دکتر: نه اون به خاطر فشار عصبی زیاد بیهوش شدن و انگار به حافظه اشون هم صدمه زده
....
آبنبات با طمع لبات
ویو ا/ت
اینجا کجاست؟
نمیتونم داد بزنم
صدای خودمو احساس نمیکنم
تنهام
میترسم
ا/ت
ا/ت
کی منو صدا میزنه؟
من کیم؟
من من چیم؟
کوک: ا/ت متاسفم
تو تو کی هستی؟
کوک: خدافظ
نهههه
ا/ت: نفس نفس * از خواب بیدار شد*
دکتر: لطفا آروم باشید فقط خواب بوده حالتون چطوره؟؟
ا/ت: تو کی هستی؟
دکتر : من دکترتم
تهیونگ : ا/ت خوبی؟ پرنسس کوچولو حالت خوبه؟
ا/ت: تو کی هستی؟ چرا منو پرنسس صدا میزنی
تهیونگ : چی؟ منم تهیونگ خرسی جونت ا/ت خوبی؟
ا/ت: من تو رو یادم نمیاد تو کی هستی؟
تهیونگ : دکتر این چی میگه؟ ؟؟
دکتر: باید از سرشون عکس بگیریم
ا/ت: به من دست بزنین جیغ میزنم
کوک : چیشده تهیونگ * نگات کرد* ا/ت ا/ت خوبی؟
ا/ت: جیغ* تو کی هستی برو بیرون
کوک: میدونم ازم ناراحتی ولی نگو منو یادت نمیاد لطفا
ا/ت: تو کی هستی برو اونور
تهیونگ : کوک ا/ت با منو دکتر هم اینجوری کرد
کوک:چی؟؟
دکتر : لطفا بیارین داخل بخش
کوک: باشه ا/ت پاشو این مسخره بازیا چیه ؟؟؟
ا/ت: نزدیکم نیا من تو رو نمیشناسم
ویو کوک
این چشه؟؟؟
نکنه واقعن نه نه امکان نداره
بلندش کردم و خیلی جیغ جیغ میکرد بردمش بخش و گذاشتیم روی تخت دکتر عکس گرفت
دکتر: متاسفم ایشون واقعن همه چی یادشون رفته
کوک: چجور امکان داره اون فقط به خاطر فشار زیاد بیهوش شد
دکتر: نه اون به خاطر فشار عصبی زیاد بیهوش شدن و انگار به حافظه اشون هم صدمه زده
....
- ۲۷.۳k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط