رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم

رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم
هم بی‌دل و بیمارم هم عاشق و سرمستم

گفتا که نه تو مردی گفتم که بلی اما
چون بوی توام آمد از گور برون جستم
دیدگاه ها (۱)

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام ...

کامنت

😃 😄 😅 😆 😉 😊 😋 😎 😍 😘

عاشقانه های شبنم

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 ویهانوی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏در گوشه‌ای از سرزمین، جایی دور از هیا...

Attar-050525

تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط