دیشب خدا را دیدم..!

دیشب خدا را دیدم..!

کنار تختخواب پدر مریضم نشسته بود..

کیسو هایش سفید بود چشم هایش خواب داشت

انگار خسته بود..

دیشب خدا چقدر شبیه مادرم شده بود..!
دیدگاه ها (۱۲)

تفاوت زیادیست میان من و تو... تو بایدامتحان باکرگی بدهی ولی...

این جا هیچکس شبیه حرفهایش نیست این جا همیشه تر وخشک با هم م...

از این میعادگاه تکراری خسته ام … بیا اینبار جای دیگری قرار ب...

هیچ وقت نباید به اجبار خندید گاهی باید تا نهایت ارامش گریه ک...

پارت 2

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 157✦...................

پارت ۱ساعت ۷ صبح_تهیونگ:خواب بودم که با احساس کمر درد و گردن...

📖 آکادمی آستریاپارت پنجم | «دختری که خواب‌ها را می‌دید»بعد ا...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

بهار بدون تو

🌝✨نفرتی که تبدیل به عشق شد✨🌝پارت ۷_____________________✨🌝✨__...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۹: سکوتِ رضایتاتاق ولیعهد در آرامشی غریب ...

سفید و سیاه🤍🖤پارت ششم⚡️# قسمت ۶: «دیشب» 🤍🖤**صحنه ۱ - داخلی: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط