یک شاهدخت 👸 و چهار خواننده 🎤

یک شاهدخت 👸 و چهار خواننده 🎤
📌 پارت بیست و هفتم 📌
لباسامون رو پوشیدم و رفتیم پایین بچه ها همه توی نشیمن نشسته بودن کای رفت جلو
کای : بچه ها ببخشید که توی این مدت اذیت شدین واقعا متاسفم 💔
همه برگشتن بهش نگاه کردن
_ کریس و سوهو کجان ؟
کای : راست میگه کجان ؟
چانیول : دیشب بعد از اینکه از اتاق بیرون اومد پالتوشو برداشت و رفت بیرون هیونگ سوهو هم باهاش رفت که اتفاقی براش نیوفته
_ مگه اوپا کریس بچس ؟
لوهان : هیونگ توی این مواقع صبوری می‌کنه بعد که همه چی درست میشه می‌ره حسابی مسد می‌کنه بخاطر همین
_ آهان بیاین بریم صبحانه بخوریم
دی او : حالت خوبه اونی ؟
بکهیون : آنقدر درگیر این چرت و پرتا بودیم که یادمون رفت حال هانا رو بپرسیم حالت خوبه ؟
_ ااا.... آره الان خوبم
رفتیم که سر میز که منشی سانگ آمد
منشی سانگ : خانم امشب آقای پارک میرسن.
_ چی امشب!! قرار بود دو هفته دیگه بیاد که
منشی سانگ: کارشون زودتر تمام شده و دارن بر می گردن
_ اوکی باشه میتونی بری
منشی سانگ رفت
منم کمی دیگه از سوپم رو خوردم خیلی خوشحال بودم می خواستم بهش بگم که تصمیم گرفتم با کای برم سر قرار بخاطر همین سریع رفتم توی حمام و حمام کردم آمدم موهام رو خشک کردم رفتم بیرون تا چند دست لباس بخرم رفتم فروشگاه کلی خرید مردم و برگشتم خیلی خسته شده بودم ولی از خوشحالی زیاد نمی تونستم ی جا آروم بگیرم

شب
ساعت ۸نیم بود که آماده نشسته بودم که ساعت ۹ پدر بزرگ بیاد اون دوست نداشت بریم فرودگاه دنبالش پس توی خونه منتظر بودم
چان : چطور شدیم ؟‌
_ وااااای اوپا عالی شدین خیلی خوب شده

بالاخره پدر بزرگم آمد
شام رو خوردیم بنظر میومد که از پسرا خوشش آمده باشه بعد از شام رفت دفترش ( بچه ها یه اتاق کار توی خونه هم داره )
منم یه قهوه که دوست داشت رو درست کردم مثل همیشه یک قاشق شکر هم ریختم و رفتم در اتاقش در زدم
+ بیا تو
رفتم توی اتاق
_ کارا خوب پیش رفت
+ آره
_ الان چی؟ همه چی خوبه ؟
+ چرا سوال جواب می‌کنی ؟ اگه حرفی می خوای بزنی بهم بگو جوش میدم
_ اااا .. خ... خب .. چیزه ..
+ چیه ؟!
_ من می خوام ..... با کای قرار بزارم ..
+ چی نه تو حق نداری این کارو بکنی فهمیدی حالام برو بیرون کار دارم خودم فردا بهشون میگم که میتونن برن
خیلی ناراحت شدم رفتم بیرون که صدای اوپا سومین رو شنیدم که می‌گفت
شیومین : چی تصادف کردن الان کجان ؟
سریع رفتم پایین
_ کای چی شده ؟

لایک و کامنت ❤️
دیدگاه ها (۲۶)

یک شاهدخت و چهار خواننده 📌 پارت بیست و هشتم 📌کای : هیونگ کری...

_ مرگ کجایی ؟مرگ : همین نزدیکی‌ها _ پس چرا نمیای دنبالم ؟ هم...

هییییی 💔

فیکه 😢

my little mochi:part28جیمین ویو:(پرش زمانی به چهار ماه بعد)چ...

ارباب منPart2خانم بزرگ:نه خونه ی تو اینجاست حالا برو سر کارت...

پارت ²¹+ ( با عربده کوک دستم رو از روی دستگیره برداشتم ) م م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط