جونگکوک نفس کلافه ای کشید و وارد کوچه شد
"𝐃𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫𝐨𝐮𝐬"
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:۸۱
جونگکوک نفس کلافه ای کشید و وارد کوچه شد.
جلوی در ترمز کرد.
_رسیدیم
دیار درو باز کرد و پیاده شد.
اما جونگکوک پیاده نشد و گفت:من میرم...
بدون اینکه بز...
بدون اینکه بزاره حرف جونگکوک تموم شه در ماشینو محکم بست و بی تفاوت بهش وارد حیاط خونه شد.
تا آخرین لحظه صدای گوش خراش ماشین جونگکوکو میشنید که داشت دور میزد و صدای جیغی تولید میکرد.
و با سرعت رفت.
یه لحظه سر جاش وایساد و با ترس به پشتش نگاه کرد.
اگه جونگکوک بره و دیگه برنگرده چی؟
مثل دفعه قبل که رفت.
اصن چرا رفت؟
باید خوب گوش میداد که چی گفته.
با دو به سمت در اصلی رفت و بازش کرد.
به خیابون خالی نگاه کرد و بغض کرد.
جونگکوک کجا رفت؟
با ناراحتی برگشت و به سمت خونه رفت.
وارد اتاقش شدو کیفشو انداخت رو زمین.
نباید باهاش بد رفتاری میکرد؟
باید میدونست جونگکوک فقط بخاطر نیاز خودش اون کارارو میکرد.
نه نه نباید فکرای منفی میکرد.
با ناراحتی شروع کرد به تعویض لباساش.
موهاشو شونه کرد و لیپ گلاسی به لبای خشکش زد.
نمیدونست چرا امروز انقدر لباش خشک میشدن.
صدای ماشینی رو شنید.
پاشو تند کرد و به سمت پنجره رفت.
اما جونگکوک نبود و ماشین دیگه ای بود.
چرا پس جونگکوک نیومد؟
واییی واقعا متاسفم بچه ها
الان فهمیدم امتحان ترم فارسی دارم
اینو تند تندی نوشتم براتون
اگه تونستم بازم میزارم😖
𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫:𝟏
𝐏𝐚𝐫𝐭:۸۱
جونگکوک نفس کلافه ای کشید و وارد کوچه شد.
جلوی در ترمز کرد.
_رسیدیم
دیار درو باز کرد و پیاده شد.
اما جونگکوک پیاده نشد و گفت:من میرم...
بدون اینکه بز...
بدون اینکه بزاره حرف جونگکوک تموم شه در ماشینو محکم بست و بی تفاوت بهش وارد حیاط خونه شد.
تا آخرین لحظه صدای گوش خراش ماشین جونگکوکو میشنید که داشت دور میزد و صدای جیغی تولید میکرد.
و با سرعت رفت.
یه لحظه سر جاش وایساد و با ترس به پشتش نگاه کرد.
اگه جونگکوک بره و دیگه برنگرده چی؟
مثل دفعه قبل که رفت.
اصن چرا رفت؟
باید خوب گوش میداد که چی گفته.
با دو به سمت در اصلی رفت و بازش کرد.
به خیابون خالی نگاه کرد و بغض کرد.
جونگکوک کجا رفت؟
با ناراحتی برگشت و به سمت خونه رفت.
وارد اتاقش شدو کیفشو انداخت رو زمین.
نباید باهاش بد رفتاری میکرد؟
باید میدونست جونگکوک فقط بخاطر نیاز خودش اون کارارو میکرد.
نه نه نباید فکرای منفی میکرد.
با ناراحتی شروع کرد به تعویض لباساش.
موهاشو شونه کرد و لیپ گلاسی به لبای خشکش زد.
نمیدونست چرا امروز انقدر لباش خشک میشدن.
صدای ماشینی رو شنید.
پاشو تند کرد و به سمت پنجره رفت.
اما جونگکوک نبود و ماشین دیگه ای بود.
چرا پس جونگکوک نیومد؟
واییی واقعا متاسفم بچه ها
الان فهمیدم امتحان ترم فارسی دارم
اینو تند تندی نوشتم براتون
اگه تونستم بازم میزارم😖
- ۶.۱k
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط