سختــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم

سختــــــــتــی تــنهــایی را وقتـــــی فــــهمیـــدم
کــ ــه دیــدم مترسکـــــ

بـه کــلاغ میــ ــگویــد:

هرچــقدر دوستـــ ــ داری نوکــ بزن

فقـــط تنهــام نــذار!!
دیدگاه ها (۲)

gaHi va3 az yad bordaNe khaTeraTesh SIGAR bayaD keShiD...Kha...

gaHi vaQta va3 re30dan b ye naFar baYad dOre aLaMo aDamO khA...

خـــدایـــا ! بـبـخــش اگــه دنـیـاتــو مـیـفــروشــم بـه یـ...

پدر:اولین عشـــــــــــــق یک دختراولین قهرمـــــــــــان یک...

Forced MarriagePart 58چند ثانیه سکوت شدتهیونگ هنوز نگاهم می‌...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

پارت ۳۶ صبح روز بعد، با صدای زنگ در از خواب بیدار شدم.با خوا...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۱ روز سوم، لیا از وقتی چشم‌هاش رو باز ...

پارت ۲۳ تمام مسیر تا کافه به حرفی که صبح به تهیونگ زده بودم ...

چندپارتی یونگی

فیک : بین راندها

کیوکوشین کاراته

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

تو منو دوست داری؟پارت ادامه ۲۸ دامیان: چ..چ...چیی؟بکی: همش ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط