گزارش تکاندهنده:
گزارش تکاندهنده:
فروش قرنیه چشم در مشهد!
خبرآنلاین: روزنامه شهرآرا» چاپ مشهد در شماره اخیر خود به بحث جنجالیای اشاره کرده، فروش قرنیه چشم!
این روزنامه نوشته است؛ کافی است مدت زمان اندکی وقت بگذاری و تنها ۱۰دقیقه از زمان وقت گذاشتن خود را پای اینترنت به این موضوع اختصاص دهی. کلمه را بزنی و جستجوی اینترنتی خود را در کمتر از چندثانیه نتیجه بگیری. اصلا چرا راه دوری میرویم؟
درودیوار همین کوچهپسکوچههای محله شهیدفرامرزعباسی خودمان را مثال میزنم؛ محلهای که گاه در دل سکوت و آرامش همیشگیاش آنهم در اواسط ظهر یک روز تابستانی، درودیوارهای بلند آپارتماننشینش، فریادی بلند را سر میدهند؛ فریادی از جنس بازاری جدید از یک خریدوفروش؛ خریدوفروشی از جنس اندامهای بدن انسان که این روزها کاروبارش از فروش کلیه با گروههای خونی کمیاب گذشته و به دیگر اندامهای حیاتی بدن مانند چشم رسیده است.
تعجب نکنید، بازاری است مثل بقیه بازارها. با مشتریانی ثابت و پروپاقرص. با خریدار و فروشندهای دستبهنقد و البته گاه هم دلالان و واسطهگرانی که نان، به نرخ روز میخورند و کارشان در این بحبوحه این است که معامله را جوش دهند و پولی عایدشان شود اما تنها تفاوتش این است که اینبار در این خریدوفروش، معمولا خریدار پول زندگی خود را میپردازد و فروشنده هم پول باز شدن گره از گرفتاریاش را میستاند.
در شرایطی که بازارهایی مانند مسکن و خودرو، سکه و ارز و دلار و… گاهوبیگاه بر سر زبانها میافتد و هر زمان هم توجه مخاطبان و گروههای خاصی را به خود جلب میکند، بازار داغتری هم وجود دارد که به دلیل تقاضا و افزایش نیاز، ریتم معمولیاش همواره رشد صعودی دارد؛ بازاری که بهعلت سوداگری، فشار اقتصادی و نبود سیستم نظارتی قوی، تنورش حسابی داغ بوده و هست. بازاری داغ اما پنهانی.
این روزها کمتر کسی خریدوفروش کلیه را یک بازار کسبوکار درنظر میگیرد اما بیتعارف بگوییم؛ خریدوفروش کلیه در شهر و در دل همین محلات منطقه ما، آنقدرها هم مخفی نیست. این بازار این روزها کارش از خریدوفروش کلیه گذشته و بازار داغ چشمفروشی، گوی سبقت را از کلیه گرفته است.
خریدوفروش اینترنتی
خریدوفروش اندامهای حیاتی انسانها که روزگاری درخفا و به طور پنهانی بر روی تکهکاغذی کوچک در دل محلات منطقه ما اعلام میشد، حالا دیگر تکنولوژی مدرن و علم تبلیغات هم به کمکش آمده است، تاآنجاکه بازاریابان و دلالان حرفهای، اندامهای بدن متقاضیان خود را به شکل زیبا و مطابق میل مشتری به تبلیغ میگذارند. گاه هم برای اینکه دامنه مشتریان افزایش پیدا کند، آگهی اینترنتی میدهند تا اندام بدن مدنظر را با قیمت بیشتری بفروشند.
بازاریابی در این بخش راه خود را به فضای مجازی پیدا کرده، تاآنجاکه چندین وبسایت به همین نام و در این زمینه به فعالیت میپردازند و از متقاضیان و فروشندگان میخواهند تا درخواست خود را در این صفحه مطرح کنند؛ «مرجع خریدوفروش کلیه انسان در ایران» و «قیمت روز کلیه همراه با جدول قیمت»، تنها عنوان چندی از وبلاگها و سایتهای فعال در این بازار است که با سر زدن به آنها، فقط تعجبمان از تنوع قیمتها و متقاضیان این بازار بیشتر میشود.
اگر زمانی با تماشای یک کاغذ افتاده در گوشه خیابان با عنوان «فروش فوری کلیه»، دلمان ریش میشد، اکنون فقط کافی است با دقت، به خیابانها و کوچههای اطراف خود نگاه کنیم تا دریابیم که همچون قسمت نیازمندی روزنامهها، بخش درخورتوجهی از تبلیغات خیابانی، غیرمحسوس به همین بازار اختصاص یافته است.
همه اندامها فروشی است
با مروری بر تمامی این آگهیهای تبلیغاتی که معمولا در منطقه ما روی درودیوارهای خیابانها و مکانهای پرتردد منتهی به راسته پزشکان یافت میشود، همه نوع رده سنی دیده میشود؛ کلیهفروشی ab مثبت هجدهساله، کبدفروشی با گروه خونی o منفی بیستوسهساله، مغز استخوانفروشی با گروه خونی bمنفی پنجاهوچهارساله و… اینها همه بخشی از تبلیغات خریدوفروش اندام بدن در فضای مجازی و درودیوارهای شهر است. فروشندگانی که با حداقل میانگین ۱۸سال و قیمتهای مختلف، اندام بدن خود را به حراج میگذارند و وقتی پای صحبتشان مینشینی، همه از یک موضوع و معضل مشخص صحبت میکنند؛ آنهم نداری و مشکلات اقتصادی است.
بازار جدیدی به نام خریدوفروش چشم
دوسه روز قبل بود که برای تهیه گزارش به خیابان مهدی در محله شهیدفرامرزعباسی رفتم. گشتوگذار در دل محله و دقت در مشکلات اهالی، باعث شد تا اینبار سوژه جدیدی نظرم را به خود جلب کند. عبارتهایی مانند «فروش کلیه»، «کلیهفروشی»، «فروش کلیه زیر قیمت» و… تاکنون زیاد به چشمم خورده بود اما این عبارت با بقیه فرق داشت. روی دیوار با ماژیک پررنگ نوشته شده بود؛ «چشمفروشی». تصور میکنم آفتاب طاقتفرسای ظه
فروش قرنیه چشم در مشهد!
خبرآنلاین: روزنامه شهرآرا» چاپ مشهد در شماره اخیر خود به بحث جنجالیای اشاره کرده، فروش قرنیه چشم!
این روزنامه نوشته است؛ کافی است مدت زمان اندکی وقت بگذاری و تنها ۱۰دقیقه از زمان وقت گذاشتن خود را پای اینترنت به این موضوع اختصاص دهی. کلمه را بزنی و جستجوی اینترنتی خود را در کمتر از چندثانیه نتیجه بگیری. اصلا چرا راه دوری میرویم؟
درودیوار همین کوچهپسکوچههای محله شهیدفرامرزعباسی خودمان را مثال میزنم؛ محلهای که گاه در دل سکوت و آرامش همیشگیاش آنهم در اواسط ظهر یک روز تابستانی، درودیوارهای بلند آپارتماننشینش، فریادی بلند را سر میدهند؛ فریادی از جنس بازاری جدید از یک خریدوفروش؛ خریدوفروشی از جنس اندامهای بدن انسان که این روزها کاروبارش از فروش کلیه با گروههای خونی کمیاب گذشته و به دیگر اندامهای حیاتی بدن مانند چشم رسیده است.
تعجب نکنید، بازاری است مثل بقیه بازارها. با مشتریانی ثابت و پروپاقرص. با خریدار و فروشندهای دستبهنقد و البته گاه هم دلالان و واسطهگرانی که نان، به نرخ روز میخورند و کارشان در این بحبوحه این است که معامله را جوش دهند و پولی عایدشان شود اما تنها تفاوتش این است که اینبار در این خریدوفروش، معمولا خریدار پول زندگی خود را میپردازد و فروشنده هم پول باز شدن گره از گرفتاریاش را میستاند.
در شرایطی که بازارهایی مانند مسکن و خودرو، سکه و ارز و دلار و… گاهوبیگاه بر سر زبانها میافتد و هر زمان هم توجه مخاطبان و گروههای خاصی را به خود جلب میکند، بازار داغتری هم وجود دارد که به دلیل تقاضا و افزایش نیاز، ریتم معمولیاش همواره رشد صعودی دارد؛ بازاری که بهعلت سوداگری، فشار اقتصادی و نبود سیستم نظارتی قوی، تنورش حسابی داغ بوده و هست. بازاری داغ اما پنهانی.
این روزها کمتر کسی خریدوفروش کلیه را یک بازار کسبوکار درنظر میگیرد اما بیتعارف بگوییم؛ خریدوفروش کلیه در شهر و در دل همین محلات منطقه ما، آنقدرها هم مخفی نیست. این بازار این روزها کارش از خریدوفروش کلیه گذشته و بازار داغ چشمفروشی، گوی سبقت را از کلیه گرفته است.
خریدوفروش اینترنتی
خریدوفروش اندامهای حیاتی انسانها که روزگاری درخفا و به طور پنهانی بر روی تکهکاغذی کوچک در دل محلات منطقه ما اعلام میشد، حالا دیگر تکنولوژی مدرن و علم تبلیغات هم به کمکش آمده است، تاآنجاکه بازاریابان و دلالان حرفهای، اندامهای بدن متقاضیان خود را به شکل زیبا و مطابق میل مشتری به تبلیغ میگذارند. گاه هم برای اینکه دامنه مشتریان افزایش پیدا کند، آگهی اینترنتی میدهند تا اندام بدن مدنظر را با قیمت بیشتری بفروشند.
بازاریابی در این بخش راه خود را به فضای مجازی پیدا کرده، تاآنجاکه چندین وبسایت به همین نام و در این زمینه به فعالیت میپردازند و از متقاضیان و فروشندگان میخواهند تا درخواست خود را در این صفحه مطرح کنند؛ «مرجع خریدوفروش کلیه انسان در ایران» و «قیمت روز کلیه همراه با جدول قیمت»، تنها عنوان چندی از وبلاگها و سایتهای فعال در این بازار است که با سر زدن به آنها، فقط تعجبمان از تنوع قیمتها و متقاضیان این بازار بیشتر میشود.
اگر زمانی با تماشای یک کاغذ افتاده در گوشه خیابان با عنوان «فروش فوری کلیه»، دلمان ریش میشد، اکنون فقط کافی است با دقت، به خیابانها و کوچههای اطراف خود نگاه کنیم تا دریابیم که همچون قسمت نیازمندی روزنامهها، بخش درخورتوجهی از تبلیغات خیابانی، غیرمحسوس به همین بازار اختصاص یافته است.
همه اندامها فروشی است
با مروری بر تمامی این آگهیهای تبلیغاتی که معمولا در منطقه ما روی درودیوارهای خیابانها و مکانهای پرتردد منتهی به راسته پزشکان یافت میشود، همه نوع رده سنی دیده میشود؛ کلیهفروشی ab مثبت هجدهساله، کبدفروشی با گروه خونی o منفی بیستوسهساله، مغز استخوانفروشی با گروه خونی bمنفی پنجاهوچهارساله و… اینها همه بخشی از تبلیغات خریدوفروش اندام بدن در فضای مجازی و درودیوارهای شهر است. فروشندگانی که با حداقل میانگین ۱۸سال و قیمتهای مختلف، اندام بدن خود را به حراج میگذارند و وقتی پای صحبتشان مینشینی، همه از یک موضوع و معضل مشخص صحبت میکنند؛ آنهم نداری و مشکلات اقتصادی است.
بازار جدیدی به نام خریدوفروش چشم
دوسه روز قبل بود که برای تهیه گزارش به خیابان مهدی در محله شهیدفرامرزعباسی رفتم. گشتوگذار در دل محله و دقت در مشکلات اهالی، باعث شد تا اینبار سوژه جدیدی نظرم را به خود جلب کند. عبارتهایی مانند «فروش کلیه»، «کلیهفروشی»، «فروش کلیه زیر قیمت» و… تاکنون زیاد به چشمم خورده بود اما این عبارت با بقیه فرق داشت. روی دیوار با ماژیک پررنگ نوشته شده بود؛ «چشمفروشی». تصور میکنم آفتاب طاقتفرسای ظه
- ۴.۱k
- ۱۹ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط