سارانگخونه ای

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴
𝘱𝘢𝘳𝘵:01

+سارانگ.....خونه ای؟
وارد خونه شدی و برادرت رو صدا زدی....
&اره نونا من خونه‌م
بشدت خسته از کار های زیاد پاره وقت روی صندلی افتادی و نفست رو بلند بیرون دادی...
سارانگ هم روبه روت روی صندلی نشست و بهت نگاه کرد...‌
+چیزی شده؟
&نه...خب....چیزی نیست....شاید
+یه چیزی شده......زود بگو...
&خب....مدرسه گفته که باید برای امتحانات بریم...کمپ تحصیلی...و خب...اجباریه....و هزینه‌ش یکم...
+چقدره؟
&فک کنم ۹۰۰/۰۰۰ وون
+چقد؟
&۹۰۰هزار تا...ولی...ولی نیاز نیست‌....اون دو هفته رو میتونم خونه بمونم و خودم بخونم میدونی؟ اصلا تحت فشار قرارت نمیدم میدونم همینجوری هم هزینه هامون زیادن....
+سعیمو میکنم...
&نه نه نیازی نیست‌‌.....
+تو فقط درستو بخون و تلاش کن وظيفه‌ت فقط همینه و هزینه ها با منه...چون اینم وظیفه منه....
دیدگاه ها (۰)

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:00در میان تاریکی.....جرقه‌ی ک...

~°•فیک جدید•°~نام: هنگامی که قلب ما را صدا میزندنام به لاتین...

علامت ا.ت + علامت جی ـــجی بهت پوزخند زد ــ کنجکاوی ؟ +اره ...

( part 13 ) Who would have thought I would fall in love with...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط