گفت:

گفت:
قول بده...
گفتم چه قولی؟
گفت:
که هر وقت یاد من افتادی بخندی...
رفت...
همه فکر کردن اونقدرا هم دوسش نداشتم
که فقط خندیدم...
که همش خندیدم...
دیدگاه ها (۶)

فک کن یکی اینو برات بفرسته بگه چقدر شبیه توعه اهنگه بعد تو ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

⭐ 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕 𝒐𝒇 𝒂 𝑺𝒕𝒂𝒓𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕چند روز بعد، تهیونگ و ارا کنا...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:70حالم اصلا خوب نبود...پذیرفت...

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

کامنت تهیونگ زیر پست یکی از آرمی ها در ویورس:🐻💌💜: سطح اسپانی...

سناریو(درخواستی):وقتی یه دعوای شدید دارید و سرت غیرتی شدن و ...

bts

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط