تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، او با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.
سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از ساحل بسازد ....
تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود، بدترین چیز ممکن رخ داده بود، او عصبانی و اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»

صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»
آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»
دیدگاه ها (۱۱)

روزی مردی خواب عجیبی دید. دید که پیش فرشته هاست و به کارهای...

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت . بالاخره پرسی...

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد)...

دانشجویی به استادش گفت: استاد! اگر شما خدا را به من نشان بد...

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافت...

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آببه یک جزیره دورافتا...

✔حکایت کلید اسرار✔♡تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب...

🔆تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دوراف...

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور اف...

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دور اف...

تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافت...

تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافت...

آیا کلبه شما هم در حال سوختن است؟تنها بازمانده يك كشتی شكسته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط