کاش مي شد ...

کاش مي شد ...
که کسي مي آمد ...
باور تيره ي ما را مي شست
و به ما مي فهماند ...
دل ما منزل تاريکي نيست
"اخم" بر چهره بسي نازيباست
بهترين واژه
همان "لبخند" است.
که ز لبهاي همه دور شده ست
کاش مي شد
که به انگشت، نخي مي بستيم
تا فراموش نگردد
که هنوز
"انسانيم"

خوزستانی نیستم ولی هموطنامو دوست دارم...
دیدگاه ها (۲۴)

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۸ روز بعد، هان از لحظه‌ای که وارد مدر...

((پارت چهاردهم))((پشت در، کسی منتظرم بود))«پس... من واقعاً ک...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

«رایحه پنهان»17:28تهیونگ آروم پلک‌هاش رو از هم باز کرد.چند ث...

کاش مي شد ...که کسي مي آمد ...باور تيره ي ما را مي شستو به م...

کاش می شد که کسی می آمد باور تیره ی ما را می شست و به ما می ...

کاش می شد که کسی می آمد باور تیره ی ما را می شست و به ما می ...

#لبخند#عشق کاش می شد که کسی می آمدباور تیره ی ما را می شستو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط