رومان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت هشتم
رومان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت هشتم
شینا از خواب پرید دید توی اتاق خودشه و فهمید همه اینا ی خواب بوده و گینچی اون اصلا کاری باهم انجام ندادن گینچی خواب بود شینا لبخند زدو بعد بوسه ای به پیشونیه گینچی زد و رفت صبحانه درست کنه صبحانه درست کردو گینچی هم بیدار شد باهم خوردن شینا گفت واقعا باورم نمیشه این آخرین سال تحصیلیم بود واقعا ۱۸ سالم شده! گینچی گفت من که هنوز ۱۴سالمه چهار سال مونده شینا گفت توی فکر اینم معلم بشم مثل خواهرم توی مدرسمون گینچی گفت واقعا! خیلی خوبه! شینا گفت راستش مدیر واقعا بهم پیشنهاد داده که معلم مدرسه بشم نظر تو چیه؟ گینچی گفت عالیه! تازه اینطوری توی درسی که تو درس میدی استاد میشم چون توجه هم فقط به توعه شینا گفت راستی ی چیزی ی خواب دیدم تولد ۱۸سالگی تو بود و کل خوابشو گفت
ادامه دارد...
شینا از خواب پرید دید توی اتاق خودشه و فهمید همه اینا ی خواب بوده و گینچی اون اصلا کاری باهم انجام ندادن گینچی خواب بود شینا لبخند زدو بعد بوسه ای به پیشونیه گینچی زد و رفت صبحانه درست کنه صبحانه درست کردو گینچی هم بیدار شد باهم خوردن شینا گفت واقعا باورم نمیشه این آخرین سال تحصیلیم بود واقعا ۱۸ سالم شده! گینچی گفت من که هنوز ۱۴سالمه چهار سال مونده شینا گفت توی فکر اینم معلم بشم مثل خواهرم توی مدرسمون گینچی گفت واقعا! خیلی خوبه! شینا گفت راستش مدیر واقعا بهم پیشنهاد داده که معلم مدرسه بشم نظر تو چیه؟ گینچی گفت عالیه! تازه اینطوری توی درسی که تو درس میدی استاد میشم چون توجه هم فقط به توعه شینا گفت راستی ی چیزی ی خواب دیدم تولد ۱۸سالگی تو بود و کل خوابشو گفت
ادامه دارد...
- ۷.۷k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط