دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم ر

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم را ببوسم، اما اجازه نمیدهند...! یکی گفت: خواهرش است، مگر چه اشکالی دارد؟!! بگذارید برادرش را ببوسد...؛ گفتند شما اصرار نکنید نمیشود...! «این شهید سر ندارد»
با توجه به #الگوریتم #ویسگون ،  برای دیدن #پست های جدید #انگیزشی ، #علمی و #مذهبی، پست های ما رو بپسندید و اگر از جست و جو و یا به صورت تصادفی پیج ما رو پیدا کردید، حتما ما رو دنبال کنید.
#خوشبختی در #انتظار شماست.
🌾#شهید☆
🌾#شهادت☆
🌾#خداوند☆
🌾#خدا☆
🌾#جنگ☆
🌾#ارزش☆
دیدگاه ها (۳)

دختری داد میزد ، گریه میکرد...میگفت میخواهم صورت برادرم را ب...

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم را ب...

دختری داد میزد، گریه میکرد... میگفت میخواهم صورت برادرم را ب...

دختری داد میزد ٫ گریه میکرد...میگفت میخواهم صورن برادرم را ب...

دختری داد میزد؛ گریه میکرد ..میگفت میخواهم صورت برادرم را بب...

خواهری داد میزد گریه میکرد؛که میخواهم صورت برادرم را ببوسم ا...

///ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ...گریه ﻣﯿﮑﺮد،میگفت میخواهم ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ...

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ... گریه ﻣﯿﮑﺮد، میگفت میخواهم ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑ...

ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩ... گریه ﻣﯿﮑﺮد، میگفت میخواهم ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ ﺭﺍ ﺑ...

یک معلم عربی واقعی!با توجه به #الگوریتم #ویسگون ،  برای دیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط